تبليغاتX
تندباد هميشگي... -
باد مي وزد، اما... قلب مرا نمي برد.. آه خداي عاشقان، اين چه حكايت باشد؟


یک روز

فقط یک روز،
ترک های دلمان می شکند
دستان حلال مواج،
راه آســـــمان را می یابند
و ما هنوز ایستاده ایم...
اینک در شـــــام کوچه ها،
یک استکان اشک ِ سرخ،
سر می کشیم...
و ستون قلم چین رگــبار،
این تنها آبی ِ دلشکسته،
به ما لمحـه ای فرصت می دهد
تا ســـــکوت کنیم....
و اشک های باران ندیده را
سرمشق عشق سازیم
عشقی آبی.... ،
.
.
تا ژرفای این سکوت،
فریادی بر خواب خورشید
سر دهد...
.
.
پس
زنده باد فریاد...!!


امیرعلی م./م
18 بهمن ماه 86
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 11:35  توسط امیرعلی رز  |