وقتی حباب های انسانیت شکل گرفت کسی نبود تا مسیر این بادِ همیشه مقصر را عوض کند که اگر بود، من و شاید دیگری و شاید بی نهایت دیگری در این نهــــایت غرق در اندوه بیش و کم و اندوه یک ســـراب و اندوه بی نهایت نشان بی تعبیر و ملال های زندگی نمی شدیم ... و حال که هستیم ســـکوت می کنیم باشد که ناگفته ها رنگ نبازند.. و این گفته ها مسیر حلقه ی حبابشان را باز یابند و به آغار رسند.. به همان خط رنگین بی لجاج... ... . .
امیرعلی م./م 8 بهمن 1386
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 6:30 توسط امیرعلی رز
|
گناهکاری هستم ،جرمم ستاره چینی..! نگاه فلجی دارم رو به آسمان.. شاید خاموش تر از ریشه ی یک کهکشان خفته.. حرفی برای دفاع ندارم.. همه چیز روشن است !... اعدام !!!!