تبليغاتX
تندباد هميشگي... - وسعت یک طلوع
باد مي وزد، اما... قلب مرا نمي برد.. آه خداي عاشقان، اين چه حكايت باشد؟


در غروب نگــاهت، وسعت طلوع فردا را یافتم

و اینـک
در مرز ِ فراغت لحظه ها
شاید شرقی از اندوه را، به غرب رسانم
و یک رسالت دیرین را
باز جویم...
،
بـــی آنکه
مرزی از غرور
بر تن ِ خاکی این باران
غوطه ور گردد
...

امیر.ع م/م
14 دیماه 86
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 11:24  توسط امیرعلی رز  |