خلوتمرا نشــکن ....شاید این خلوت من کوچ کند ........... به شــب پروانه ...... به صدای نفس شـهنامه ....................... به طلوع آخرین افسانه ......و غروبی که در آن، ..........نقش دیوانگی یک عاشق، ..... بر سر دیواری پیدا شد... خلوتم را نشکن خلوتم بس دور است.. ........... ز هوای دل معشوق سهند ...................خلوتم راه درازی ست میان من و تو .............................خلوتم مروارید است به دست صیاد ....................................... خلوتم تیر وکمانی ست به دست آرش
...........خلوتم راه رسیدن به خودآ ست خلوتم را نشکن...
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 11:23 توسط امیرعلی رز
|
گناهکاری هستم ،جرمم ستاره چینی..! نگاه فلجی دارم رو به آسمان.. شاید خاموش تر از ریشه ی یک کهکشان خفته.. حرفی برای دفاع ندارم.. همه چیز روشن است !... اعدام !!!!